بعداً فهمیدم که تیک داره و پلک زدنش دست خودش نیست.
دوتادستشروخیلیمؤدبکردتوهموانداختجلویشلوارش.
بعداً فهمیدم از ادبش نبوده، بلکه این ندید پدید تا من رو دیده بود ....
اومدیهچیزیبگهولیازبسهولشدهبود،بهتتهپتهافتادهبود.
بعداً فهمیدم این بشر خدادادی هول هست و لکنت زبون داره.
سرشروازشرمشانداختپایینوگفتسسسسلام.
بعداً فهمیدم از شدت شرمش نبوده و میخواسته من دندونهای زردش رو نبینم.
بعدازیکسریاسموفامیلبازی،ازمپرسیدآخرینکتابیکهخوندیاسمشچیه!؟ گفتم:اَ...اَ...یادمنیست.گفت:چهجالب،نویسندشکیه!؟ازاینتیکهبامزشخندمگرفت.
بعداً فهمیدم که تیکه نبوده و بیچاره چیزی به اسم IQ اصلاْ نداره.
بویعطرشبدجوریمستمکردهبود.
بعداً فهمیدم بوی عطر نبوده، بلکه ...
بهمگفتبیایهکمقدمبزنیم.اینحرفشخیلیبهنظرمرمانتیکبود.
بعداً فهمیدم شاش داشته و میخواسته به سمت توالت عمومی حرکت کنیم.
بعداً فهمیدم که تیک داره و پلک زدنش دست خودش نیست.
دوتادستشروخیلیمؤدبکردتوهموانداختجلویشلوارش.
بعداً فهمیدم از ادبش نبوده، بلکه این ندید پدید تا من رو دیده بود ....
اومدیهچیزیبگهولیازبسهولشدهبود،بهتتهپتهافتادهبود.
بعداً فهمیدم این بشر خدادادی هول هست و لکنت زبون داره.
سرشروازشرمشانداختپایینوگفتسسسسلام.
بعداً فهمیدم از شدت شرمش نبوده و میخواسته من دندونهای زردش رو نبینم.
بعدازیکسریاسموفامیلبازی،ازمپرسیدآخرینکتابیکهخوندیاسمشچیه!؟ گفتم:اَ...اَ...یادمنیست.گفت:چهجالب،نویسندشکیه!؟ازاینتیکهبامزشخندمگرفت.
بعداً فهمیدم که تیکه نبوده و بیچاره چیزی به اسم IQ اصلاْ نداره.
بویعطرشبدجوریمستمکردهبود.
بعداً فهمیدم بوی عطر نبوده، بلکه ...
بهمگفتبیایهکمقدمبزنیم.اینحرفشخیلیبهنظرمرمانتیکبود.
بعداً فهمیدم شاش داشته و میخواسته به سمت توالت عمومی حرکت کنیم.